شهید علی ملک زاده را تا چه اندازه می شناسید؟ امروز – نهم آذر ماه – سی و دومین سالگرد شهادت این شهیدِ روستای گیلاس است. …
روز جمعه هشتم آذر در روستای گیلاس مراسمی به همین مناسبت برگزار شد که از نکات جالب توجه در آن، حضور غیر منتظره دکتر عبدالله ملک زاده برادر شهید ملک زاده و بیان خاطرات تازه ی جناب آقای یزدانی درباره آن شهید بوده است.
به نقل از سایت کنگره مهندسین شهید، زندگی نامه و وصیت نامه شهید ملک زاده به این شرح است:
شهید علي ملک زاده در سال 1338 در تهران ديده به جهان گشود. علی در سال 1356 موفق به اخذ ديپلم شد و در همان سال در آزمون ورودي دانشگاه در رشته مهندسي مكانيك دانشگاه صنعتي اصفهان پذيرفته شد. وی در دانشگاه فردي آرام، مؤدب و درسخوان بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، او به علت علاقه وافري كه به امام و انقلاب داشت، ابتدا از هلالاحمر اعزام و سپس به تيپ جوادالائمه از سپاه خراسان ملحق شد. در تاريخ 1/8/61 از باختران براي آخرين بار اعزام شد و در تاريخ 9/9/61 در عمليات محرم در منطقه سومار در اثر اصابت تركش خمپاره به قسمت چپ سرش شربت گواراي شهادت را نوشيد و به جوار محبوبش شتافت.
بخشی از وصيت نامه علی ملک زاده آملی
بسم الله الرحمن الرحيم
بنام ا.. با سلام به رهبر كبير انقلاب اسلامي خميني بزرگ درهم شكنده بساط طاغوتيان.
مادر….. خدا را سپاس ميگويم كه در دامن مادري مثل تو پرورش يافتم مادري مذهبي و مكتبي بدون رنگ و ريا و خدا را سپاس ميگويم كه با اجابت دعاهاي نيمه شب راهت را كه راه قران است و راه پيامبران و امام زمان است و راه نايب بر حقش حسين زمان است در اين لحظه كه بعد از مدّتها تصميمگيري مصمم شدم كه بعنوان يك فرد كوچك در صف سربازان امام زمان قرار گيرم و به ياري امام امت بروم و با صداميان كافر بجنگم تا دينم را به امّت شهيدپرور ايران ادا نمايم اگر اين خدمت ناچيزم مورد قبول امام زمان واقع شود. مادر اين نعمت را مديون محبّت تو هستم تو مادرم كه شبها دركنارم مينشستي و راه و رسم رسيدن به راه صراط المستقيم را نشانم دادي براي نوشتن حرف زياد دارم امّا بس كه شوق رفتن داشتم يا چه حالي دارم دگرگونم قلم براي نوشتن كلمهاي را پيدا نميكند فكرم به جايي نميرسد فقط ترا ميبينم و يا رب يا رب ترا ميشنوم و حرف تو در گوشم است كه ميگفتي ما براي اين انقلاب چه كرديم بايد به ياري امام زمان و به ياري زنده كردن اين كه ياري امام بزرگ است برويم من بعنوان يك دانشجوي دانشكده فني اصفهان داوطلبانه به جبهه حق عليه باطل بعنوان راننده به ياري ديگر رزمندگان ميروم اگر برگشتم فكر ميكنم وجودم براي اين مملكت مثمر ثمر باشد شايد بتوانم گره كوچكي از كار اين مردم را وا كنم امّا مادر چگونه بگويم كه تو تحمّل شنيدنش را داشته باشي. اگر برنگشتم … به راهي ميروم كه شهداي صدر اسلام رفتند تو به آن ميباليدي و به سوي حسين سرور آزادگان و سالار شهيدان و ياران باوفايش رفته كه تو عاشق كربلايش بودي و به سوي شهداي گلگونكفن ايران رفته كه تو هميشه برايشان درود ميفرستادي ….
امّا … حالا من به مادر ميگويم كاري برايت نكرده ام امّا خواستي محبتي بكني و ظرفي ميوه و يا عدهاي اطعام برايم از مهمانانت پذيرايي كني از آنها فقط عذرخواهي كن با شرمندگي از تو ميخواهم كه پولش را به نهاد انقلابي هلال احمر كه من از همين طريق داوطلبانه به جبهه دوم رفتم اهداء نماييد تا هر طور كه مصلحت ميدانند مصرف نمايند. اگر از نظر شرعي چيزي احتياج دارم لازم به گفتن نيست خودت ميداني.
در خاتمه مادر در مورد دفنم كه هر طور كه ميخواهي همانطور عمل نماييد.
مادر، دست و صورت تو مادر عزيزم را ميبوسم و از تو خداحافظي نميكنم چون هميشه به ديدارت خواهم آمد. ضمناً عبدّالله بايد جاي مرا در دانشكده گرفته و عوض من به اين ملت انقلابي خدمت نمايد.
والسلام فرزندت علي






2 دیدگاه برای “سالروز شهادت مهندس علی ملک زاده”
یادش گرامی خدا بیامرزه
برای شادی روح همه شهیدان صلوات !!!
سلام
خاطرات نقل شده آقای یزدانی از شهید والا مقام را هم بیاورید.